دانلود اهنگهایی خیلی دلتنگی قنبر نارویی

صفحه یافت نشد

قنبر رحیمی، معروف به ارباب قنبر، بنیانگذار مافیای صنعت سنگ ایران به شمار می رود. وی متولد روستای بیدشک (برخوار و میمه) در استان اصفهان است و کاشف معادن بزرگی همچون عباس‌آباد و آتشکوه نیم‌ور و مرمریت جوشقان و مرمر قصلان قروه و ...
 
غزل دلتنگي
گلهای حسرت می‌دمد از گلشنِ دلتنگي‌ام بوی شقایق می‌دهد پیراهنِ دلتنگي‌ام اشكم روان از چشمِ تَر، از سینه‌ام خون جگر دریا به دریا می‌رسد در دامنِ دلتنگي‌ام ابریْ‌ست آفاق دلم، كو تیغِ رعد‌آسایِ عشق؟ تیغی كه آسان بگذرد از جوشنِ دلتنگي‌ام یک آسمان خونابه‌ی فریاد می‌بارد به خاک هر خوشه‌ گر خالی شود از خرمن دلتنگي‌ام كی می‌شود این آسمان این آسمان بی‌ستون ویران شود از تیشه‌ی بنیان‌كَنِ دلتنگي‌ام؟ ای عشق ای آتشْ‌‌نَفَس! من
بخون ای ته دلت قنبر که سوز داروم
بخون که ای عمرشیرین همی یه روز دارم
بخون هلو هالو که اشک حاضری دارم 
بخون که غصه ی پیکانک گاز سوز دارم
 
دلم دودن قنبر ای دست خیارون
عیشون و خرجون و آ بجارون 
ندیستوم خیری ای گوجه وون هم
نه ای روحانی و نه ای آ کیر در زهارون 
 
همابهتر که تو دونی اخونی
و قدر دل مو خيلي خوب ادونی
بخون گودی و بالایی ای سر یار
هما یاری که پی دلی کو رو سر دار
 
بگو لالا گرگک لالا گرگک کجایی؟
بیابرگرگرد به دارملک آشنایی
مگه ای دزدی و زندا
بخون ای ته دلت قنبر که سوز داروم
بخون که ای عمرشیرین همی یه روز دارم
بخون هلو هالو که اشک حاضری دارم 
بخون که غصه ی پیکانک گاز سوز دارم
 
دلم دودن قنبر ای دست خیارون
عیشون و خرجون و یه بجارون 
ندیستوم خیری ای گوجه وون هم
نه ای روحانی و نه ای آ کیر در زهارون 
 
همابهتر که تو دونی اخونی
و قدر دل مو خيلي خوب ادونی
بخون گودی و بالایی ای سر یار
هما یاری که پی دلی کو رو سر دار
 
بگو لالا گرگک لالا گرگک کجایی؟
بیابرگرگرد به دارملک آشنایی
مگه ای دزدی و زند

امیرالمومنین (ع) شبی از کنار خانه زن تهیدستی گذشت که فرزندانی خردسال داشت و آنان از گرسنگی می‌گریستند و مادرشان آنان را سرگرم می‌کرد تا بخوابند. آن زن دیگی بر اجاق نهاده بود که در آن جز آب چیزی نبود، تا آن‌ها بپندارند که در دیگ غذایی در حال پختن است.
علی (ع) از حال آن زن باخبر شد و با قنبر به سوی خانه خود رفت و ظرف کوچکی خرما و کیسه‌‌ای آرد و کمی روغن و برنج و نان برداشت و بر دوش کشید. قنبر از حضرت خواست تا وی آن را بر دوش گیرد. امام (ع) نپذیرفت. با

آماردانشجویان روستای دهنوقبولی ۹۴،افشین نارويي مهندسی عمران زابل،فرشیدنارويي مهندسی عمران زاهدان،عبدالرحمان نارويي صنایع فلززاهدان،قبولی ۹۳،رضابامری تربیت معلم مشهد،ابوبکربامری حسابداری زاهدان،حسن نارويي مکانیک شبانه زاهدان،امین نارويي مکانیک شبانه زاهدانقادربامری دکتراشیمی سیستان وبلوچستان،ادهم نارويي فوق لیسانس روانشناسی بیرجند،
 
بعضی وقت ها خيلي چیزها از زندگی آدم سر میرن و دیگه هیچ وقت بر نمی گردند ، حتی اگر برگردند دیگه مثل سابق نیستند ،میخام بگم از زندگیم سر رفتی و نمی دونم قابل برگشت هستی یا نه ،فقط میخام بگم همین الان حوالی این عصر گرم خسته كننده با همه ی بد بودن هات دلم برات تنگ شده ، كاش دلتنگي های زبان داشتند و فریاد می شدند و صداشون گوش فلك رو كر می كرد ، دلتنگي های مظلوم ، دلتنگي های مظلوم من توی گلو خفه میشن ، توی گلو آب میشن ، توی گلو می میرند ...
,دانلود آهنگ محلی لیلا فروهر Mp3,دانلود آهنگ قدیمی محلی لیلا فروهر Mp3,دانلود آهنگ محلی,دانلود آهنگ محلی شیرازی,دانلود آهنگ محلی شاد,دانلود آهنگ محلی خراسانی شاد,دانلود آهنگ محلی خراسانی,دانلود آهنگ محلی مهدی در استیج,دانلود آهنگ محلی قنبر نارويي,دانلود آهنگ محلی لیلا فروهر,دانلود آهنگ محلی مازندرانی,دانلود اهنگ محلی شیرازی از شهین دخت شبیری,دانلود آهنگ محلی شیرازی شاد,دانلود آهنگ محلی شیرازی قدیمی,دانلود آهنگ محلی شیرازی غمگین,دانلود آهن
اوشودوم ها اوشودوم // داغدان آلما داشیدیم// آلماجیغیم آلدیلار// منه ظولوم اتدیلر// من ظولومدن بئزارام// درین قویو   قازارام// درین قویو بئش كئچی // هانی بونون اركئگی// اركئگ قازاندا قاینار // قنبر یانیندا اوینار// قنبر گئتدی اودونا// قارقی باتدی بودونا// قارقی دیل قمیشدی // بئش بارماقی قوموشموش // قوموشی وئردیم تاتا// تات منه داری وئردی// دارینی وئردیم قوشا//قوش منه قانات وئردی// قاناد آلدیم اوچماقا //حاق قاپیسین آچاقا// حاق قاپوسی كیلید لی// كیلیدی دو
اوشودوم ها اوشودوم // داغدان آلما داشیدیم// آلماجیغیم آلدیلار// منه ظولوم اتدیلر// من ظولومدن بئزارام// درین قویو   قازارام// درین قویو بئش كئچی // هانی بونون اركئگی// اركئگ قازاندا قاینار // قنبر یانیندا اوینار// قنبر گئتدی اودونا// قارقی باتدی بودونا// قارقی دیل قمیشدی // بئش بارماقی قوموشموش // قوموشی وئردیم تاتا// تات منه داری وئردی// دارینی وئردیم قوشا//قوش منه قانات وئردی// قاناد آلدیم اوچماقا //حاق قاپیسین آچاقا// حاق قاپوسی كیلید لی// كیلیدی دو

و دلتنگي
مثل استخوان درد مادربزرگ است
وقتی مُسكن ها جوابش کرده اند .
چشم هاش كه برای همیشه بخوابد
ناله اش
سكوت می شود...
دلتنگي
مثل درد استخوان است ،
تمام كه شوی
تمام می شود .
 
"هیوا"
دلتنگي خوشه انگور سیاه است.لگدکوبش  کن..لگدکوبش کن...بگذارساعتی سربسته بماند..مستت میکند اندوه..
برگرفته ازوبلاک اسمان پروانه های مرده
اوشودوم اوشودوم  . . .      داغدان آلما دوشوردوم
آلماجیغیمی آلدیلار . . .       منی یولا سالدولار
من یولدان بئزارام . . .         درین قویو قازارام
درین قویو بئش گئچی . . .   هانی اونون ارقجی
ارقج قازاندا قاینار . . .         قنبر یانیندا اوینار
قنبر گئدر اودونا  . . .          دارغی باتار بودونا
دلتنگي شاخ و دم نداره ! یهو میاد سراغت ... 
با دیدن یه سریا چیزا خيلي دلم میگیره ، خيلي زیاد ! جوری كه نفس كشیدن سخت میشه ... 
از اول احتمال همه چیز و داده بودم ، نمیدونم پس چرا الان بیتابی میكنم ! اینجور موقع ها دلم بغلی میخواد كه بتونم توش آروم بشم .. مثه بغل مامبزرگ
سفر نوروزی هم به اتمام رسید .دو روز دیگر به شیراز بر می گردیم .دراین ایام، شش روز ودر دو نوبت مهماندار بودیم .عزیزانی كه از بودن در كنارشان لذت بردیم .به خصوص گروه دوم كه دو زوج جوان وشاد كوهنوردبودند.
دو روز قبل فیلم كوتاهی از شیرین كاری های سرود دیدم كه خيلي دگرگونم كرد .از یك طرف خيلي ذوق كردم وخوشحال شدم .از طرف دیگر، بی اغراق ، دلتنگي ام به حد جنون رسیده .كاش می توانستم گریه كنم .حد اقل با ریختن اشك خالی می شدم .نمی توانم آن طور كه باید حالم را

سلام امیدوارم كه حالتون خوب باشه،امشب من خيلي احساس دلتنگي میكنم این روزا خيلي سرم شلوغ بود برای همین دیر اومدم وبلاگم.كاش میشد حتی برای چندلحظه مشكلات فراموش شن و كلا نباشن!!! این زندگی واقعا سخته و باید باهاش بسازی و میسازدت:| محسن حقوق نگرفته
دهیار محترم آقای دهمردی عزیز ازبابت زحماتی که توی این مدت کشیدی و بر کسی پوشیده نیست ازت تشکر میکنیم ولی هر روز و حتی الامکان باید کارکنید ودچار روزمرگی نشید.یکی از انتقادهایی که باید ازت بکنیم اینه که از این جاده صولوئیه جز با قاطر نمیشه گذر کرد البته جاده ها و کوچه های شما نسبت به حیدراباد عالیه. توی محدوده نارويي ها علی الخصوص کنار خونه ی محمود نارويي ،روبروی مسجد و روبروی خونه ی مشی عباس نارويي حدأکثر آسفالتی که لازم داره ده فرغون میشه
صحبت های ادل راجع به امی: به خاطر اون من یه گیتار ورداشتم و به خاطر اون من اهنگهای خودم رو نوشتم. اهنگهايي که با اونا نشان دار شدم اهنگهايي هستند که کاملا خودم به تنهایی نوشتم. اگر به خاطر اون نبود این اتفاق ها نمی افتاد. من نود درصد حرفه ام رو به امی مدیونم.
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمحضرت امام حسن عسكری علیه
السلام فرمود: دو نفر كه یكی پدر و دیگری پسر او بود به عنوان مهمانی به
خانه علی علیه السلام آمدند حضرت از جای خویش برای آنها حركت كرد ایشان را
در بالای مجلس نشانید و خود در مقابل آنها نشست ، آنگاه دستور داد غذا
بیاورند پس از صرف خوراك قنبر طشت و آفتابه و حوله آورد خواست دست پدر را
بشوید علی علیه السلام از جا بلند شد و آفتابه را از دست قنبر گرفت تا دست
پدر را بشوید ولی آن مرد خویش را به
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمحضرت امام حسن عسكری علیه
السلام فرمود: دو نفر كه یكی پدر و دیگری پسر او بود به عنوان مهمانی به
خانه علی علیه السلام آمدند حضرت از جای خویش برای آنها حركت كرد ایشان را
در بالای مجلس نشانید و خود در مقابل آنها نشست ، آنگاه دستور داد غذا
بیاورند پس از صرف خوراك قنبر طشت و آفتابه و حوله آورد خواست دست پدر را
بشوید علی علیه السلام از جا بلند شد و آفتابه را از دست قنبر گرفت تا دست
پدر را بشوید ولی آن مرد خویش را به
•بِبَخشیـد کِهـ دائمـأ میـخوامـ بـآتـ حـرفـ بِزنَمـ
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
 
 
 
جابر گوید: امیر المؤمنین علی علیه السلام شنید كه مردى به قنبر دشنام میداد و قنبر نیز می‏خواست به او جواب گوید،
 
حضرت او را صدا زد: آى قنبر! آهسته، ناسزا گوى خود را در زبونى رها كن تا خداى رحمان را خشنود سازى، و شیطان را به خشم آوردى، و دشمنت را كیفر و شكنجه دهى.
 
سوگند به آن كس كه دانه را شكافت و جانداران را بیافرید شخص با ایمان خداى خویش را به چیزى مانند حلم و بردبارى خرسند نسازد، و شیطان را به چیزى مثل
ابن سکین یکی از دانشمندان و ادیبان عصر متوکل عباسی به شمار می آید. او ارباب لغت و در علوم مختلف صاحب نظر بود،علاقه و محبت فراوانی به اهل بیت علیم السلام داشت ، وی مسئول تدریس(معلم) فرزندان متوکل عباسی بود، روزی متوکل او را به حضور خود فراخواند و از او سوال نمود :آیا این دو فرزند من ( معتز و معید ) نزد تو عزیزترند یا دو فرزند علی ابن ابیطالب ( حسن وحسین ) ؟ابن سکین با آنکه صد در صد یقین داشت اگر راست بگوید بخاطر این راستگویی و حقیقت جویی از دست معتز
سلام دوباره پس از مدت ها ...و یك معذرت به خاطر تأخیرزیادی كه علت موجهی داشت:امتحان...با یك متن كوتاه ناقابل اومدم خدمتتون
دلتنگي ماهاز زمین نیستاز ستاره هایی استكه بهانه میشوند برای نگاه كردن به آسمانماه میداندآسمان بدون ستاره همآسمان استبدون باران هم آسمان استدلتنگي ماهاز ادم هاستبا این همه بهانه ای كه برای نگاه كردن به آسمان دارندآسمان را نمیشناسند
سلااااام ، 
خوبی ؟؟؟ نمیخواد بهم هیچی بگی ، خودم میدونم خيلي بیشعورم و خيلي بی معرفتم ، امروز داشتم دنبال یه شعر میگشتم كه توش دلتنگي باشه یهو ادیدم اینجام .
و شروع كردم به خوندن خاطرات گذشته ، خواستم حداقل امروز كه اومدم یه چند خطی بنویسم .
واست نگفتم كه میرم تهران كار میكنم الان  حدود یك سال و نیم . بد نبود ، شاید اگه یكی از دور ماجرا رو ببینه فكر كنه خيلي كار سختی باشه كه بخوابی هر هفته ٢-٣ روز بری و بیایی، اما نه ، زیاد سخت نبود و بهم خوش میگذ
 
 
دلتنگمو با هیچکسم میل سخن نیستکس در همه آفاق به دلتنگي من نیست..
  برادر  عزیزم سید حمید  را  از  دست  دادم  .....
بر بی کسی من نگر و چاره من کنزان که از همه کس بی کس و یار ترم من...
  پ. ن 1: برای  ارامش  حمیدم  و  دل  بیچاره  من  دعا  کنید  ....
پ.ن 2 : هرگز به تو دستم  نرسد ماه بلندم . اندوه  بزرگی  است چه  باشی  ، چه  نباشی  ....
پ. ن 3 :
زنی زنگ زده امدری در كوچه ی بن بست!!
نرگس دوست
 پ. ن 4 :
این روزهادلتنگي هایم درخت شده انددر پارک ها صندلیدر کافه ها میزد

امروز روز خيلي خيلي خيلي خوبی بود، خدایا شكرت بخاطر همه چی. مثه همیشه هوامو داشتی و از این به بعد هم داشته باش. من به لطف و كرم تو خيلي امیدوارم. مرسی كه اینقد خوبی.
چی بگم؟ كلی حرف هست ولی خب الان با گوشی هستم و نمیتونم خيلي بنویسم. فردا پرسپولیس قهرمان میشه، امیدوارم به این تیم. عشق بچگی و همیشگی من همین تیم بوده و هست. خيلي چیزا عوض شد توو زندگیم، فقط این تیم موندگار و ابدیه.
 
مرحبِ یهودى ، مردى شجاع و بلند قد بود و هیچ کسى نمى‏‌توانست در برابر او ایستادگى کند . دایه‌‏ اى داشت که کتاب‌هاى گذشتگان را بر او مى‌‏خواند و مى‏‌گفت : هر کس مقابل تو قرار گرفت با او جنگ کن مگر کسى که اسمش حیدر است. اگر در مقابل او مقاومت کنى، به هلاکت مى‌‏رسى.
 
در جنگ خیبر، وقتى که مردم از مقابله با دشمن عاجز شدند، به پیامبر(ص) شکایت بردند و از حضرتش تقاضا کردند تا على(ع) را به مصاف دشمن بفرستد. چشم على درد مى‌‏کرد. پیامبر اکرم در چشم ای
Download New Music Mohammad Ebrahimi - Deltangi
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای محمد ابراهیمی به نام دلتنگي با بالا ترین کیفیت
دانلود آهنگ دلتنگي از محمد ابراهیمی
دانلود آهنگ دلتنگي با کیفیت 128 و 320 بهمراه پخش آنلاین و متن آهنگ
متن آهنگ محمد ابراهیمی دلتنگي
بیوگرافی محمد ابراهیمی
 موزیک پرشیا|mpersia
خيلي بده وقتی میری میبینی یدقه بیش ان لاین بوده و هیجی ننوشته برات...وقتی هم كه بیام میدی نیستش اصن كه جواب بده...هوجی تماس برقرار میكنی می بینی نیست بیش گوشیش...خییلی اتفاق بدیه...این حسو دوسندارم....كاش فقط خودت بودی هر وقت كارت داشتم سرمو بر می گردوندم باهات حرف بزنم..:( دلتنگي اینجوری بیشتر میشه....كاش تموم شه این حس...
اینجا یك روزگارانی  پناهگاه امنی بود برا فرار از دلتنگي ،فرار از ذهنی پرآشوب...
روزگارانی اینجا دنج ترین جای دنیا بود برایم،مجازی بود اما بود...
ادمی ست دیگر گاهی اگر روزمرگی اجازه دهد دلتنگ خاطرات وحس های ناب اش می شود...
دست دلش را میگیرد،دست در دست هم به پاتوق های روزهای دلتنگيشان سرك می كشند...
پ.ن:
جمعه است ونزدیك غروب ویك جرعه دلتنگي می چسبد...
 
خاندان محمدرضایی یکی از شاخه های بالیجایی های قره تپه می باشند که به جهت گستردگی آنها به چهار زیر شاخه فرزندان عباد (کدخدا عبا فرزین)، فرزندان گل محمد (قنبری، قنبر قره تپه و پناهی)، فرزندان حاج محمد (حاجی زاده) و فرزندان غلامعلی (مهرورز) شناخته می شوند.
صمیمانه از کلیه عزیزانی که در شناسایی این خاندان بزرگ کمک مان کرده اند سپاسگزاریم.
همچنین از عزیزانی که اطلاعات بیشتری از این خاندان در اختیار دارند تقاضا می کنیم راهنمایی مان کنند تا خطاهای ا
با آنکه بیشتر اهالی روستا با شغل دامداری درگیر هستند و وقت چندانی ندارند.اما همچنان جوانان اندک روستا در کار زیبای انسانی همراه هستند.قرار شد در حفظ و نگهداری درختان و سبزی محوطه حصار کشی شده در باغ گلستان خیرین و قهرمانان دبستان قنبر هفت چشمه سهیم باشند.
خوشبختانه تمام نهال های اهداء شده از طرف خانم ش.ر بعداز کاشت،همه جوانه زدند.هر کدام این درختان به نام خیرین و بعضی از قهرمانان نام گذاری شده است.که دانش آموزان هر کدام از دو نهال نگهداری می
دانلود سریال دندون طلا
ژانر : اجتماعی/طنز
کارگردان : داوود میرباقری
خلاصه داستان :
نیر دختری مهاجر با پدری علیل ساکن حلبی آبادهای حاشیه شهر تهران و مشغول دوره گردی و دست فروشی است. او با پاسبانی به جرم سعد معبر کردن درگیر شده و پا به فرار می گذارد و به قهوه‌خانه‌ای پناه که پاتوق عده‌ای از لات و لوت‌های شهر است، صاحب قهوه‌خانه شخصی است به نام قنبر دیزلی (ملقب به «دندون طلا») به نیر پناه می‌دهد و …
 جدیدترین رویداده
دلمان که تنگ کسی میشود
چشم هایمان را به خيلي چیزها میبندیم
و خيلي های دیگر را فراموش میکنیم
و تا آنجا که میشود به کسی فکر میکنیم
که دلتنگش هستیم ...
من دلتنگي را دیدم که چشم هایش را
به زندگی اش بسته بود و نفس کشیدن را
فراموش کرده بود ...
نشستم تو صحن انقلاب تا اذان صبح رو بگن نماز صبحم و بخونم بعد برم هتل ، از سر شب نشستم اینجا ، كمرم خيلي درد میكنه ولی اصلا نمیتونم برم ، همین الانم میگم میخوام برم اشكام میاد پایین ، اخه اینجا خيلي راحت درد و دل میكنم خيلي ازش قول میگیرم ، مثل سر خاك مامانم میمونه كه میرم پیشش و راحت ازش چیز میخوام ، خدایا چه مناجاتی گذاشتن اینجا ، خدایا چقدر تنهایی نشستن اینجا دلتنگي داره ، چقدر زوج اینجا كنار هم نشستن ، دلم میخواد برم به تك تكشون بگم قدر این ل
صبا در فسا از رصد خانه گفت
درخشید و با ما ز پیمانه گفت
 
ولی ماه من نیست در آسمان
ولی شاه من بوده با کهکشان  
 
چو زهره گذشت از بر آفتاب
رصد شد به شهر فسا با شتاب
 
دل من به نان فسایی خوش است
رصد را چه کارم که در کاوش است
 
چه کارم به "نوبندگان " و " نخود "
که هر عاشقی بوده در کار خود  
 
فسا شهر گندم ، از این باده ، مست
کشاورز او زنده با گندم است
 
برو "کوه خرمن" که بام فسا  
شده از بلندای خویش آسمانی بسا
 
به دور زمان خارج از دسترس
ز مزدک در آنجا نشان بود
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها